تبلیغات
بهار 86 - سایبرنتیك چیست؟ ماهان سورف FellowEquality.com

سایبرنتیك چیست؟

یکشنبه 26 اسفند 1386 10:03 ق.ظ

نویسنده : اصغر محمدیان
ارسال شده در: عمومی ،

سایبرنتیك ازجمله علومی است كه در قرن بیستم پدید آمد و با رشد سریع خود توانست به علوم دیگر راه یابد. موضوع اصلی سایبرنتیك بررسی ماهیت كنترل در انسان، حیوان و ماشین است و لذا با زیست شناسی، روانشناسی، مكانیك، مهندسی، مدیریت و بسیاری علوم دیگر همبستگی دارد.
سایبرنتیك توانسته به عنوان دانشی مستقل و درعیـــن حــــــال بین رشته ای مطرح شود. در این علم به طبقه بندی و سازماندهی اطلاعات توجه زیـــادی می شود و از این رو در مدیریت اطلاعات و نیز در طراحی نظامهای اطلاع رسانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

استافورد بیـــــــر (1926 - 2002) از پایه گذاران و استادان به نام سایبرنتیك است. وی شناخته شده تریـــن نظریه پرداز در حوزه سایبرنتیك مدیریت است. بیر به عنوان یك مدیر در صنایع بزرگ مانند صنعت فولاد به كار مشغول شد و خیلی زود سایبرنتیك را در مدیریت موردتوجه قرار داد. به این ترتیب وی توانست قوانین طبیعی مرتبط با كنترل را از طبیعت به محیط سازمانی بكشاند. وی سایبرنتیك را دانش سازمان كارآمد توصیف می كند. تئوری های بیر تاثیر فراوانی از علوم رایانه، فیزیولوژی عصبی، ارتباطات، منطق و فلسفه گرفته اند و به همین علت كاملاً منحصر به فرد و شناخته شده هستند. بیر از سال 1954 تا پایان عمر خود فعالانه سایبرنتیك مدیریت را در تئوری و عمل به پیش برد و دهها كتاب و مقاله ارزشمند از خود به جای گذاشت. وی از سوی سالوادور آلنده برای طراحی نظام كلان مدیریتی دولت شیلی به آن كشور دعوت شد و خدمات ارزنده ای بر جای نهاد. به پاس خدمات ارزنده اش در این رشته، از دانشگاه والادولید اسپانیا دكترای افتخاری دریافت كرد. مطلب حاضر ترجمه سخنرانی وی در این مراسم است كه حاوی نكات كلیدی درباره دانش سایبرنتیك و ارتباط آن با نظام سیاسی و مدیریتی معاصر جهان است.

سایبرنتیك موضوعی است كه زندگی حرفه ای خود را وقف آن كرده ام.
به خوبی واقفم آنچه كه اغلب مردم درباره سایبرنتیك می دانند چیزی بیشتر از یك ایده مبهم نیست. برخی اصرار دارند كه این موضوع درباره منجمدكردن است. اما در حقیقت آنچه موردنظر آنهاست علم مربوط به انجماد در دمای بسیار پایین (CRYOGENIC) است. آنها كه اطلاعات بیشتری دارند می دانند كه سایبرنتیك به سیستم ها و قواعد آنها مربوط می شود. اما حتی در این مورد نیز شیوه های بسیار متعددی برای رهیافت به موضوع وجود دارد.

عده ای ظاهراً فكر می كنند كه سایبرنتیك جزیی از مهندسی است.
آنها گمان می كنند كه سایبرنتیك به حلقــــه های بازخورد ارتباط می یابد و از این رو تمركز آنها بر ابزارهای خاصی است كه با عبارت سروو مكانیك (SERVOMECHANICS) توصیف می شوند. عده ای دیگر ازطریق روانشناسی رفتاری چیزهایی درباره نظامهای تربیتی شنیده اند و به كبوترها یا موشهای صحرایی می اندیشند. البته پیشرفته تـــــــرین نوع مكانیسم كنترل كه می شناسیم یقیناً در سیستم اعصاب مركزی بدن انسان قرار دارد. بنابراین، ممكن است فكر كنند كه سایبرنتیك شاخه ای از فیزیولوژی اعصاب است. همه این حدس و گمانها به حدكافی صحیح هستند.
اما ممكن است مسائل كلی تری نیز وجود داشته باشند. موریس مترلینگ درباره روح كندو صحبت كرده است، و كانتی درباره جمعیت سخن گفتـــــه است. این مفاهیم انسان شناختی، ایده ای كلی تر و منسجم تر از سیستم ارائه می كنند. در پس این ایده نیز به نوبه خـــــود طیف كاملی از واقعیتهای زیست شنــــاختی قرار گرفته كه یقیناً به پدیده های تنظیم كننده می پردازند. آنها شامل انواع گستــرده ای هستند از خواص پمپ پتاسیم - سدیم گرفته تا ویژگیهای كلی توازن شكار - شكارچی. آنها كل پهنه زمین را مورد بحث قرار می دهند كه به نوبه خود به آشكار شدن چرخه تكامل منتهی می شود. این بحث هنوز هم انسان محور است و شاید بهتر باشد با بوم شناسی شروع كنیم كه می توان آن را یك علم كاملاً نظام مند دانست.
نكته تعجب آور آن است كه در هركدام از این عقاید حقیقتی نیز نهفته باشد. علت آن است كه سایبرنتیك یك موضوع بین رشته ای است.
بـــایستی پیچیده باشد. اجازه بدهید لطیفه ای درباره این مسئله بزرگ بازگو كنم، لطیفه درباره سه نفر است كه در آستانه اعدام قرار دارند.
رئیس زندان آنها را به دفتر خود فرامی خواند و از آنها می خواهد تا هریك آخرین خواسته خود را جهت برآوردن مطرح كنند. نفر اول اعتراف می كند كه زندگی پرمعصیتی داشته و مایل است با یك كشیش دیدار كنـــد. رئیس می گوید كه فكر می كند می تواند ترتیب این ملاقات را بدهد. نفر دوم می گوید كه وی استاد سایبرنتیك است و آخرین خواسته وی این است كه پاسخی نهایی و قطعی به این سوال كه سایبرنتیك چیست ارائه كند. رئیس این تقاضا را نیز می پذیرد. و اما نفر سوم كه دانشجوی دكتری همان استاد بوده، تقاضا می كند كه بعد از استادش اعدام شود.

دانشكده های بزرگ یك دانشگاه معتبر براساس فعالیت علمی شان اعتبارگذاری و حتی حرمت گذاری می شوند. اما همین دانشگاهها از انعطاف ناپذیری و جمود گروههای علمی رنج می برند. این امر، پرداختن به علوم بین رشته ای را بسیار مشكل می كند. به همین دلیل، من امروز دو برابر احساس افتخار می كنم كه اینجا ایستاده ام. شنیده اید كه من دارای دكترای علوم هستم و هم در حقوق و هم در اقتصاد دكترای افتخاری گرفته ام. اما دكترای افتخاری كه امروز شما به من می دهید چیزی است كه من آن را خاص تر تلقی می كنم.

دكترای افتخاری یك دانشگاه به جای دكترای یك دانشكده یا گروه علمی خاص، تا حدودی مؤید این است كه دانش یك چیز واحد است. این چیزی است كه تمام عمر به آن ایمان داشته ام، اما حقیقتی است كه درك صحیح آن در یك جهان تقلیل گرا (REDUCTIONIST) مشكل است.

ریشه ها
ریشه های سایبرنتیك به اوایل دهه 1940 برمی گردد، زمانی كه گروهی از دانشمندان برجسته در مكزیك گردهم آمدند تا به وجوه مختلف مرتبط با جنگ جهانی دوم بپردازند. به خوبی ثبت شده كه چگونه آنها كشف كردند كه اساساً به دلیل تبحرشان در حوزه های مختلف، مشكل است درباره موضوع مشتركی به صورت جدی با یكدیگر بحث كنند. از این رو، تصمیم گرفتند تا موضوعی انتخاب كنند كه هیچ كس متخصص آن نباشد اما همگی به آن علاقه مند باشند.

تبحر آنها از یك حیث دیگر هم اهمیت داشت و آن اینكه آنها چیزی برای اثبات نداشتند. آنها تصمیم گرفتند تا ماهیت كنترل را موردبحث قرار دهند.
زمان زیادی صرف شد تا به جایی برسند چرا كه هر متخصص یك دیدگاه تخصصی فردی نسبت به مسئله داشت. شاهد بوده ایم كه سوءتفاهم های رایج چگونه 60 سال بعد ظهور كرده اند؛ در ابتدا هیچ چیز نبود كه مبنا قرار گیرد. كنترل واقعاً چه معنایی دارد؟ یك متخصص فیزیك نجوم ممكن است درمورد قوانین جـــــاذبه و دافعه به عنوان عوامل كنترل كننده بیندیشد. یك فیزیولوژیست اعصاب ممكن است درباره مغز فكر كند. مفاهیم و واژگان لزوماً با هم تطابق ندارند. من ترجیحاً روی یك واقعه مشهور و معتبر تمركز خواهم كرد چرا كه به نظر می رسد هم شكل كار بین رشته ای و هم انگیزشی كه می تواند ایجاد كند را به تصویر می كشد.

دو دانشمند ماشینی طراحی كرده بودند كه نابینایان را قادر می ساخت با استفاده از گوشهایشان بخوانند. یك بانك از سلولهای نوری كه یك خط چـــاپی را پویش (اسكن) می كرد با عبور از هر حرف، گروهی از نتهای صوتی را به صدا درمی آورد. تصور آنكه یك كلمه متداول نظیر حرف تعریف مشخص “THE” صدای كوتاهی ایجاد می كرد كه به راحتی قابل تشخیص بود چندان مشكل نیست. مشكل اصلی اندازه های مختلف چاپ بود. این مشكل در گذشته درمورد خط بریل كه در آن هر كتابی بایستی با یك شكل خاص باز چاپ شود نیز پیش آمده بود. لذا لازم بود از این مسئله درصورت ممكن پرهیز شود. آنچه كه این دو دانشمند مشغول بحث درباره آن بودند، طرح ماشینی بود كه به صورت خودكار خود را با اندازه چاپ مقتضی هماهنگ می كرد. آنها ایده خود را با بحث ازطریق یك نمودار شماتیك - نه یك مدار الكترونیكی - كامل كردند كه آن را روی میز اتاق رها كرده و به اتاق خواب رفتند. نفر بعد كه وارد اتاق شد یك فیزیولوژیست اعصاب معروف بود. وی نمودار را برداشت و پرسیـــد: »چه كسی دارد سعی می كند نموداری از لایه چهارم غشابصری مغز ترسیم كند؟«.

مشتقات و تعریفها
از میان دانشمندان متعددی كه در آغاز درگیر این بحث بوده اند می توان از ریاضیدان برجسته نوربرت واینر نام برد. علت این است كه در حقیقت وی این موضوع را نامگذاری كرده است. اما چرا وی نام سایبرنتیك را انتخاب كرد؟ احتمالاً اولین نكته روشنی كه گروه درباره ماهیت عمیق كنترل به آن دست یافت این بود كه كنترل ربطی به تنظیم اهرمها برای وصول نتایج موردنظر و قطعی نداشت. این رویكرد نسبت به كنترل تنها برای ماشینهای جزئی كاربرد دارد. هرگز برای كل یك نظام كه هر نوع عنصر احتمالی از آب و هوا گرفته تا مردم، از بازار گرفته تا اقتصاد سیاسی را ممكن است دربربگیرد، كاربرد ندارد.

واینر لغت موردنیاز خود را در عملیات كشتی های دراز یونان باستان پیدا كرد. این كشتی ها در دریا با باد، باران و جزر ومد - چیزهایی كه بــه هیچ وجه قابل پیش بینی نبودند - دست و پنجه نرم می كردند. با این همه اگر سكان دار چشمان خود را به چراغ دریایی دوردست می دوخت، می توانست جهت كشتی را مدام تنظیم و آن را به سمت چراغ هدایت كند.
این عملكرد سكان داری است. از زمان هومر تاكنون، لغت یونانی KUBERNETES معادل سكان دار بوده است و آوانگاشت آن به انگلیسی CYBERNETES است. توجه كنید كه این لغت در سیر گذار به زبان لاتین از طریق روم به GUBERNATOR تبدیل شده است كه در انگلیسی GOVERNOR (حاكم) است. همچنین باید اذعان كنیم كه مدتها قبل دانشمند فرانسوی، آمپر، كلمــــه LA CYBERNETIQUE را در طبقه بندی كلی خود از دانش برای توصیف حكومت (GOVERNMENT) به كار برده است.

واژه سایبرنتیك را در بستر حوزه مدیریت دوست دارم، چرا كه تاكید را از مفهوم انجیلی گفتا چنین كن و او چنین كرد به كلمه تدبیر (GOVERNANCE) منتقل كرد. افسوس كه كاربرد عمومی، مفهوم ریشه را تحت الشعاع قرار داده و همه چیز از سگهای سایبری (CYBERDOGS) و انسانهای سایبری (CYBERMEN) تا كافه های سایبری (CYBERCAFES) و دركل، فضای سایبر (CYBERSPACE) را دربرگرفته است. به هرجهت نه تنها واینر كتابش را سایبرنتیك نام نهاد بلكه سرفصلهای راهگشایی هم برای آن تعیین كرد كه سرفصل اول ارتباطات و كنترل بود.

پیوند مستقیم و موردتاكید میان این دوكلمه در زمان انتشار (1948) حیرت انگیز بود. به ذهن هیچ كس نمی رسید. امروز، این پیوند آشكارتر است - اما فكر نمی كنم كه به خوبی فهمیده یا به كار گرفته می شود. به عنوان مثال، این روزها روشن است كه كنترل جنایت تاحد زیادی به ارتباطات خوب بستگی دارد. همچنین روشن است كه اقتصاد جهانی به واكنشهای سریع پول و بازار بستگی دارد. اما گفته مرا ببخشید كه در نبود بصیرت عمیق به اهداف سیستمیك و كمی سازی آنها، مشاهده این چیزها حاصل چندانی ندارد.

مشكل در این اعتقاد نهفته است كه بانكهای بزرگ داده ها كلید موفقیت هستند. اما داده های صرف به خودی خود فایده ای ندارند. آنها همان رابطه ای را با اطلاعات دارند كه شایعه با استدلال بدون مدرك دارد. آنچه كه در هر دو مورد فقدانش به چشم می خورد ساختمان یا الگو است كه مقصود - اهدافی كه داده ها برای آن گردآوری می شوند - را مشخص می كند. پس لازم است تا پیچیدگی دخیل را كمی كنیم، تا وارسی كنیم كه الگوی مورداستفاده ما از تنوع لازم برخوردار است یا نه. قانون تنوع لازمه اشبی بیان می كند كه تنها تنوع است كه می تواند تنوع را جذب كند. من این قانون سایبرنتیك را به اندازه قانون جاذبه در فیزیك مهم می دانم. تأمل زیادی برای فهم این قانون لازم است، و برخی آن را صرفاً حشو می دانند. اگر بنا را بر این پایه بگذاریم پس كل ریاضیات یا حشو است یا نادرست هرچند ممكن است كه باشد اما اغلب مردم موافقند كه ریاضیات به نوبه خود كاملاً مفید است.

دومین پیوند مستقیم موردتاكید در تعریف اصلی واینر عبارت درجانوران و ماشینها است. ترس من از آن است كه درك و باور این مورد هنوز هم برای مردم مشكل باشد و البته تعجبی هم ندارد. صدها سال است كـــــه طبقه بندی دانش میان جاندار و بی جان تمایز بنیانی قائل شده است و ما هنوز با همین درك زندگی می كنیم. البته پیشرفتهایی نیز مشهود است.
مردم با عبارتی نظیر زیست فیزیك خیلی راحت هستند ولو تعداد زیست شناسانی كه فكر می كنند فیزیك چیز زیادی برای عرضه به آنها دارد ویا برعكس بعید است زیاد باشد. برای صحبت درباره سایبرنتیك به یك زبان مشترك نیاز داریم و متاسفانه لازمه آن تسلط بر واژه ها و كاربردهای جدید است.
من به نوبه خود دركارم دقت كرده ام تا تعداد واژه های تازه را به حداقل برسانم و آنها را با مثال های متعدد تشریح كنم. سپس در جستجوی نوع تازه ای از مكالمه ایجاد شده توسط سایبرنتیك باشم.
كنترل درونی
هركس كه یك سیستم كنترل را آزمایش كند بلافاصله می پذیرد كه این سیستم تاحد زیادی وابسته به سرعت پاسخگویی آن است. موفق ترین نوع كنترل آن استكه در درون خود فرایند، خروج از كنترل تعبیه شده باشد. در آن صورت، زمان پاسخگویی آنی می شود. به دلیل قدمت قابل توجه این دانشگاه، من به دنبال یافتن نمونه ای قدیمی از آنچه كه من آن را كنترل درونی می دانم بودم. من آن را در بادنمای طراحی شده توسط اشر (ESCHER)، هنرمند هلندی یافتم. حكاكی روی چوب وی دربرگیرنده متن یك اهدائیه قدیمی به زبان قدیمی هلندی بود كه دوستان من در هلند توانستند آن را برایم ترجمه كنند. این حقیقت كه این بادنما می بایست مدام درحال تغییر جهت باشد امری بدیهی است. اما بادنما از ما می پرسد كه آیا این تغییر جهت مدام او را به سخره می گیریم؟ و جواب می دهد كه این مسئله خصوصیت یك بادنمای متعهد است.

یك نكته سایبرنتیك درمورد این نوشته وجود دارد. ما یك سیستم كنترل درونی داریم كه اساساً جهت باد را می سنجد - كل ارزشش به همین است.
این باد است كه مدام جهت عوض می كند، دستگاه سنجش اشتباه نمی كند. این را مقایسه كنید با ابزار دقیقی كه برای سنجش نوسانات اقتصادی، هم در ایالات متحده و هم در انگلیس به كار می رود. بهترین پیشینه موجود از عملكرد اقتصادی، نه ماه عقب است. تصور كنید چنین تأخیری درمورد بادنما وجود داشته باشد. از آنجا كه چنین پیشینه غیر روزآمد كاملاً بلااستفاده است خزانه داریها عادت كرده اند كه درمورد اعداد و ارقام جاری بیشتر حدسهایی بزنند و اكثراً تایید می كنند كه به طور وحشتناكی اشتباه می كنند.

سوال بعدی كه باید پرسید این است: آیا ما تنها به نگهداری و سنجش و صنعت جاری، و به مسائل قابل پیش بینی علاقه مند هستیم؟ البته كه اینگونه نیست. ما علاقه داریم هرآنچه را كه ممكن است به ما مربوط باشد تشخیص دهیم - صرف نظر از اینكه قابل پیش بینی باشد یا نه. این دقیقاً مسئله ای است كه هر سناریوی مربــــوط به آینده ای با آن مواجه است. ما نمــــی دانیم چه باید بكنیم مگراینكه جام جهان نما داشته باشیم. جواب سایبرنتیك به این سوال، كشف ابرپایداری (یا ثبات فوق العاده) است.
كلید عملكرد مناسب، در این ابرپایداری نهفته است. من یك سیستم پایا را سیستمی تعریف كرده ام كه خودپایدار یا دارای ارزش ماندگاری باشد. درست همان طور كه انسان در بیرون از رحم می تواند زنده بماند. مدل هر سیستم پایداری، اساس كار من در صنعت، حمل ونقل، در آموزش، در بهداشت و در هر سیستم دیگری است كه برای بقا تلاش می كند. سه عنوان از كتابهای من به توضیح تئوری گسترده پایایی اختصاص یافته اند و مشكل است كه از من توقع داشته باشید آنها را دراین گفتار كوتاه خلاصه كنم. اما سرعت پاسخ دهی، یكی از كلیدهای اصلی است. درحقیقت ما باید سیستم بزرگی چون اقتصاد را به صورت بلادرنگ اداره كنیم.

كلید دوم پیشنهادی من، بازگشت پذیری است. اگر شما بتوانید یك مدل ماندگاری را كه جهانـــی باشد تصور كنید آنگاه به طور بازگشت پذیری موثر خواهد بود. این نكته قابل تعمیم به كل صنعت و كل شركتهای خصوصی است. این مسئله می تواند درمورد شهرهای بزرگ و دهكده های كوچك صادق باشد. ما با كنار هم قرار دادن خاصیت بلادرنگ بودن و بازگشت پذیری می توانیم مدلی را تصور كنیم كه درآن نمونه گیری مداوم باعث تشخیص تغییـــــرات بدوی قبل از اینكه اتفاق بیفتند می شود - و بنابراین، مشروط به اصلاح است. لذا، همانگونه كه پیشتر گفتم ما نمی كوشیم بانكهایی از انبوه داده ها بسازیم بلكه پاسخهای گزیده و آنی ایجاد می كنیم. درنتیجه این موضوع می توان حصار زمان را بشكند و به سمت آینده احتمالی پیش برود.

اداره اجتماعی - اقتصادی به صورت بلادرنگ
در ابتدای دهه 1970 من از سوی سالوادور آلنده رئیس جمهور وقت شیلی برای طراحی مجدد اقتصادی - اجتماعی شیلی دعوت شدم. من مــــــدیر علمی پروژه سایبرسین بودم. 11 مرحله بازگشت وجود داشت كه گستره ای از دولت تا روستاهــــا و امور ویژه را شامل می شد. از آنجا كه هر نمونه با سیستم عملیاتی تعریف شده مطابقت می كرد لذا تمام نمونه ها به لحاظ ساختاری با هم هماهنگی داشتند. این مسئله معلوم می كند كه چرا در ظرف دو سالی كه فرصت بـــود امكان تكمیل دوسوم كار - دو سوم بخش اجتمـاعی اقتصادی تحت پوشش - فراهم بود.

تمام سنجشها مخصوصاً به صورت بلادرنگ انجام می گرفت. هیچ اطلاعات مدیریتی در هیچ سطحی از ریاست جمهوری گرفته تا اكثر نقاط محلی نمی بایست بیش از 24 ساعت معطل می ماند. درهر مرحله تنظیمــاتی برای پخش وجود داشت. تمام اندازه گیریها در هر مرحله از بازسازی با خط سیر درون الگوی سیستم پایا ارتباط داشتند. بنابراین، ازطریق تبدیل مقیاسها به شاخصهای همسان و نیز با پالایش كردن مداوم آنها براساس تئوری آماری بیزی هر روزه مقادیر انبوهی از داده ها امكان پردازش می یافتند و در قالب اطلاعات به سطوح مناسب مدیریتی ارائه می شدند. من تعریف ویژه ای از اطلاعات دارم. اطلاعــــات چیزی است كه ما را تغییر مــی دهد. ما نمی خواهیم مدیریت را با مجموعه ای از خرده اطلاعات بی اهمیت محاصره كنیم؛ ما می خواهیم خطرات جدید را به نحوی كنترل كنیم تا مدیریت بتواند نسبت به آن سریعاً واكنش نشان دهد.

قصد این بود كه هر مدیری درهر سطحی یك اتاق عملیاتی داشته باشد.
این مسئله، مدیریت دانشگاهی را تسهیل و آن را از كاغذبازی خلاص می كرد. نمونه این اتاق در سانتا ماریا ساخته شد و در سال 1972 مورد بهره برداری قرار گرفت. یكی از كلیدهای مدیریت دانشگاهی ازطریق به كارگیری یك مفهوم سایبرنتیك مطرح شد كه ما آن را از دیاد دستورات بالقوه می نامیم.
برپایه این نظریه، تعامل مدیران در اتاقهای عملیاتی، عملكرد مدیریتی قویتری را نسبت به آنچه كه از راه شیوه های مدیریت سنتی حاصل می شود امكان پذیر می سازد. این عملكرد قوی مبتنی بر دسترس پذیر بودن و مشخص بودن اطلاعات است.

براساس تجربه من، آشكارترین نمونه این مسئله در اكتبر 1972 در شیلی رخ داد. تلاش قدرتمندانه ای برای براندازی دولت از سوی مخالفان سیاسی با كمك سازمان جاسوسی آمریكا (سیا) انجام گرفت. مشاغل كوچك درقالب اتحادیه ها ازنظر مالی پشتیبانی شدند تا نوعی محاصره را ایجاد كنند. هدف این بود كه نیازهای معمولی مردم (غذا، سیگار، بنزین و...) از دسترس خارج شده و دولت مقصر جلوه داده شود. ما قبلاً یك مركز درحال فعالیت داشتیم، هرچند كه هیچ طرح خاصی برای توزیع منظم اطلاعات طراحی نشده بود. اما ظاهراً چنین چیزی لازم بود و تعدادی از وزیران و كارمندان كلیدی درگیر در این كار بودند. ما تنها یك رایانه برای كلیه امور دراختیار داشتیم - سایر ارتباطات می بایست ازطریق تلكس، انجام می گرفت. هشت تیم طراحی شده بودند و در ظرف 24 ساعت پیامها بی وقفه و سر ساعت (دو هزار تلكس در روز) ارسال می شوند. وزیران در كف اتاق و در میان سروصدا می خوابیدند.

این نمایش ازدیاد دستورات بالقوه درعمل و به صورت بلادرنگ، به درستی اعضایی از دولت كه تا آن زمان صرفاً ازنظر ذهنی مایل به پذیرش این رهیافت بودند را متقاعد ساخت. یك چنین چیز برجسته ای احتمالاً برای شكستن الگوها ضروریست. یك وزیر ارشد صادقانه می گفت كه اگر ابزارهای سایبرنتیك نبودند دولت فرومی ریخت. رئیس جمهور آلنده توانست یك سال دیگر نیز زندگی كند. متاسفانه نبودن یك الگوی جانشین و نیز بی علاقه بودن افراد درگیر در سیستم استاندارد مدیریتی، این معنی را می دهد كه عملیات شیلی هرگز تكرار نشده است. از بخشها و اجزای روش كلی در بسیاری كشورها اقتباس شده است.

بـــا این توصیف كه فاقد پیوستگی لازم بوده اند. تمام قضیه به صورت كامل در پنج فصل آخر كتاب من مغز در شركت توضیح داده شده است.

نگرانی اخیر
با دردست داشتن طیفی كامل از یافته های سایبرنتیك، همیشه امكان تحلیل یك وضعیت از دیدگاه پدیده های تنظیم كننده آن وجود دارد. براساس دیدگاه متخصصان سایبرنتیك، هدف یك سیستم همان كاری است كه انجام می دهد. این یك قضیه ابتدایی است و از آنجایی كه حقیقتی آشكار است لذا نقطه آغاز بهتری برای فهم ویژگیهایی معمول نیتهای خیر، پیشداوری نسبت به توقعات، قضاوتهای اخلاقی یا غفلت محض از عواقب است.

حادثه 11 سپتامبر در آمریكا، به تعبیر سایبرنتیك، كاملاً متفاوت از تعبیری است كه رهبران جهان ارائه كردند و از این رو راهكارهایی كه درحال حاضر پیگیری می شود از منظر سایبرنتیك كاملاً اشتباه هستند. درهمان آغاز، توصیفی كه رهبران جهان ارائه كردند وصف یك تهاجم بی هدف، بی معنی و بزدلانه بود. همیشه بایستی در مقابل چنین پیش داوری اولیه ای ابراز تأسف كرد چرا كه به روشی معنــــای آن این است كه گوینده به هیچ وجه نمی داند حقیقتاً چه چیز و چرا درحال رخ دادن است.

با یك زمینه نظام مند، فهمیدن دلایل اصلی این حادثه كار سختی نیست، هرچند كه این دلایل برای ایالات متحده عمیقاً آزاردهنده هستند.
درحادثه انفجار برجهای دوقلو یكی از پایه ها و نشانه های سلطه جویی بین المللی سرنگون شد. این سلطه از سوی میلیونها نفر بویژه در جهان سوم استفاده غیرقابل قبول از قـــدرت اقتصادی، فرهنگی و سیاسی تلقی می شود.
در بسیاری كشورها مردم هم میهنانشان را دیده اند كه توسط بمبهای آمریكایی سلاخی و یا با تحریم های این كشور دچار قحطی شده اند. دولتهای قانونی اشان اغلب سرنگون شده و دست نشانده های آمریكایی جایگزین آنها شده اند.
در عمل، متخصص سایبرنتیك می داند كه اطلاعات قدرت است، اگر درست به كارگرفته شـــود. به نظر می رسد 50 یا 60 كشور در شبكه ای كه در حادثه سپتامبر این قدرت اطلاعاتی را بسیج كرد، دخالت دارند. مسئله صرفاً داشتن یك پایگاه اطلاعاتی نیست. متخصص ســــــایبرنتیك می داند كه منابع می توانند در فرایندی تقویت شوند كه وی آن را كنترل درونی می نامد. یك مهــــاجم درشت اندام در حمله به یك استاد جودو خود را از شانــه های استاد پرتاب شده می یابد و در گوشه ای سقوط كرده و به دلیل سنگینی خودش، بدنش خرد می شود. این نیرومندسازی سیستم، هواپیماهای ربوده شده را به موشكهای هدایت شده تبدیل كرد.
هدف سیستم همان چیزی است كه انجام می دهد. این همان قضیه سایبرنتیك بود. آنچه كه سیستم در 11 سپتامبر انجام داد درواقع اقدام به تلافی جویی علیه یك كشور هنوز فقیر دیگر، افغانستان، برپایه اصولی بود كه ممكن است درست باشند. با این عمل، به نظر می رسد ایالات متحده اصول عدالتی كه مدعی آن بود را رها كرده است. نتیجه ای كه قابل پیش بینی هم بود اینكه مخالفان آمریكا در وضعیتی قرار دارنــد كه اعلام جهاد یا نبرد مقدس كنند. ساده ترین كار این است كه فرض كرد از اول هدف همین بوده است.

عملاً چگونه باید با این بحران كه موجب نارضایتی بیشتر می شود برخورد كرد؟ تلاشهای صورت گرفته برای محافظت در مقابل خطرات بی شمار غیر آشكار از تنوع لازم برخوردار نبوده است. راه حل عمیق تری باید یافت. نكته حیاتی و اصلی اینكه ایالات متحده (و سرمایه داری جهانی همراه آن) باید با تصـــــاویر بد خود روبرو شود. برای شروع می توان با محو تمام قضایای دوران جرج بوش و از پذیرش معاهدات كیوتو - هرچند آنها هم ضعیف بودند - آغاز كرد. این بار لازم است با پایبندی جدی به تعهدات بین المللی شروع كرد كه سرآغازش قبول این مسئله است كه در ازای هر دلار كمك جهانی به كشورهای جهان سوم، 14 دلار سود از طریق بهره از آنان مطالبه می شود. آنها می توانند به نمایندگی از 40 هزار كودكی كه هر روز در اثر قحطی و كمبود آب بهداشتی تلف می شوند اقدامی انجام دهند كه هزینه آن برابر هزینه ای است كه صرف تبلیغ دخانیات می شود.

نتیجه گیری
در سخنرانی خود تلاش كردم به این سوال پاسخ دهم كه »سایبرنتیك چیست؟«؛ و بخشی از این كار صرف نشان دادن بدیع و تازیه شدن این رهیافت ها و ارتباط آنها با آنچه كه زندگی واقعی نام دارد، شد. چه نگاهی به ماجرای كودتا در شیلی بیندازیم و چه به فاجعه نیویــورك نگاه كنیم ما هنوز هم با فجایع سازمان یافته ای سروكار داریم كه از دیدگاه سایبرنتیك كاملاً قابل درك هستند. باید بگویم كه ما درهر دو مورد در تشخیص درست، دچار شكست نشدیم. در هر دو نمونه نابرابری آشكاری از حیث رفاه و ترقی وجود دارد.

رئیس جمهور آلنده اغلب می پرسید چگونه می توان در نظام سرمایه داری، اقتصاد سوسیالیستی را سازماندهی كرد؟ او مورد خود را برای سازمان ملل متحد تبیین كرد و آنها در حمایت از وی هورا كشیدند. اما هیچ اتفاقی نیفتاد. امروز ما جنگی را ابداع كرده ایم كه وجود ندارد. نه دشمنی هست و نه تعریفی برای پیروزی. متحدان تشویق به ورود به جنگ علیه یك نام خیالی، و تهدید مللی می شوند كه از پیوستن به این كار احمقانه ابا دارند. اما هنوز صدای هورا به گوش می رسد.

باید تاكید كنم كه راه حلهای معمول سنتی بعید است كه موفقیت آمیز باشند. ما بارها و بارها آنها را آزموده ایم اما بی ثمر هستند. از این رو سعی می كنیم تا با صرف پول یا نیروی بیشتر دوباره همان كارهایی را انجام دهیم كه نتیجه نمی دهد. ما نه به راه حلهای كلیشه ای كه به راههای جدید نیازمندیم.




دیدگاه ها : () 




آخرین ویرایش: - -

FellowEquality.com

Roxanne
دوشنبه 9 مرداد 1396 09:51 ب.ظ
I constantly emailed this webpage post page to all my contacts, because if like to read
it afterward my contacts will too.
http://careyfishe.hatenablog.com/archive/2017/05/29
شنبه 31 تیر 1396 04:49 ق.ظ
Way cool! Some very valid points! I appreciate you penning this post and also the rest of the site is really
good.
Latesha
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 05:00 ق.ظ
I visited various web pages however the audio quality for audio
songs present at this site is genuinely marvelous.
BHW
پنجشنبه 31 فروردین 1396 11:02 ق.ظ
Hello there I am so thrilled I found your blog page,
I really found you by mistake, while I was looking on Aol for something else, Anyhow I am
here now and would just like to say kudos for a marvelous
post and a all round interesting blog (I also love the theme/design), I don't have
time to look over it all at the moment but I have bookmarked it and also included your RSS feeds,
so when I have time I will be back to read more, Please do
keep up the great job.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر